سر، هوای شوریدن دارد
چنین است شاید که گل، در سرما نیز تواند بروید.
دلمردگی و درماندگی، کی پیشگیر عشق بوده است؟ سرشت آتش، زبانه زدن است و سرشت خون،
روان بودن. آنچه را که بند و شمشیر نتواند جلو ببندد، غم شکنبه کی تواند؟ هرگز. مارال
دل به دریا داده بود؛ پروای رسواییش، نی! خود به باد سپرده چشم پرهیز فرو بسته و
بند دل گشاده بود. در بند و گره تا کی؟ بگذار بر جهانی آشکار شود. اگر این گناه
است، آتش خوشتر. گو جهنم را داغ تر کنند. کنده زنجیری. سر، هوای شوریدن دارد.
دیوانه به بازار!

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 15:49 توسط سيد جعفر
|
پایان قصه های بهاران مبارک است/آغاز فصل سرد زمستان مبارک است/این رای ها که رمز فرج را نشانه رفت/بر حلقه های فکری پنهان مبارک است/آمد دوباره موسم نسیان آن امام/این موج خشم و حمله به ایمان مبارک است/شب های تار و کلبه بی نور مومنان/منع سخن ز حجت یزدان مبارک است/اما حقیقت است امامی که غائب است/شاهد میان خیل شهیدان مبارک است