يه مسئله فرعي

راستش من خيلي فكر كردم كه اين پست رو برم يا نه...نه از جهت رودربايستي با اين بنده خدا كه از جهت اينكه مسائل اصلي و فرعي رو به هم نزنم

اسفند 87 فكر ميكنم روز چهارشنبه بود كه معمولا دانشكده خيلي خلوته؛ اين آقاي فتحي زاده ما رو كشوند دفتر بسيج و يه سري حرفايي درباره انتخابات زد و تاكيد كرد چرا ما بچه بسيجي ها هميشه بايد تو انتخابات فقط پوستر بزنيم و بهره هاي پست و موقعيت هاشو بقيه ببرن! و گفت كه واسه اين انتخابات(رياست جمهوري دهم) تصميم داره تا ضمن تشكيل يه گروه و ارتباط گيري با مشايي؛ به بالا! وصل بشه و بعد انتخابات سرمون بي كلاه نمونه!...

بعد از تعطيلات عيد هم ايشون و دوستان كوتوله دور و برشون شروع كردن به انتقاد از مسئول بسيج دانشكده و اينكه چرا با يكي دونفر ديگه(يعني من و جلال خزرايي)!! ديكتاتوري راه انداخته! تو همون ايام بود كه در كمال تعجب ديديم كساني رو كه تا اون موقع يه بار هم تو بسيج رويت نكرديم ميومدن و هر روز از زمان انتخابات مسئوليت بسيج دانشكده حقوق دانشگاه تهران ميپرسيدن! مطمئنا دوستاني كه اون موقع تو بسيج بودن؛ يادشون نميره دعواها و دادو بيدادهاي دكتر فتحي زاده و دوستانشون جلوي دفتر بسيج و فحشهايي كه جلوي بچه هاي انجمن اسلامي به اميرحسين ثابتي ميدادن

شب انتخابات بسيج دانشكده من كوي دانشگاه بودم كه ايشون تماس گرفتن و تاكيد كردن كه اگه مياي گروه 72 ما(اين ما يعني ايشون و 5 نفر ديگه كه بعدا اسشون رو ميارم اينجا) هم تو انتخابات فردا به تو راي ميديم حداقل از اين طريق دست ثابتي و اشتري رو از بسيج دانشكده كوتاه ميكنيم! كه فرداي اون روز اون مسائل خيلي خيلي تلخ پيش اومد و وحيد اشتري عزيز هم شد فرمانده بسيج دانشكده.

اگه اشتباه نكنم دوهفته به انتخابات رياست جمهوري مونده بود كه ايشون يه برنامه انتخاباتي تو كلاس 315 دانشكده گرفت و جمع نسبتا زيادي رو هم به اون مراسم آورد. خيلي جالب بود سخنران مراسم كه احتمالا از آدمهاي مشايي بود حدودا يه ربع تو جايگاه سخنراني منتظر شد تا فيلمبردار و گروهش سر برسن!

خلاصه يه مدت كه گذشت از خود فتحي زاده شنيدم كه ميگفت يه ساختمون برا گروه گرفتيم تو خيابون وصال!! و اون موقع بود كه تازه فهميديم چه خبره

بهونه همه اين حرفا؛ مطالبيه كه در ادامه ميخونيد.علت تلاش عجيب دوستان براي گرفتن دفتر بسيج هم با اتفاقاي اخير روشن شد.لطفا به خبرگزاريه مصاحبه كننده هم دقت كنيد:

"دبير‌كل تشكل هفتاد و دو تن ايران اسلامي كه از مجموعه‌هاي حامي رئيس جمهور است به خبرنگار ایلنا گفت: با توجه به ظرفيت‌هائي كه اسفنديار رحيم مشائي از آن برخوردار است در صورت كانديدا شدن در دوره بعد بيشتر از احمدي‌نژاد راي خواهد آورد!

فتحي زاده با بيان اينكه اعضاي اين تشكل دلخوري به مسائل كلان كشور داشته و مي‌خواهند دغدغه‌هاي خود را به معاون رئيس‌جمهور منتقل كنند، معتقد است : چند نفر از اعضاي دولت مخالف با آرمان‌هاي رئيس‌جمهور حركت مي‌كنند و ما به‌عنوان يك تشكل كه حلقه واسطه ميان مردم و مسوولان است به دنبال اين هستيم كه دلخوري‌هاي بچه‌هاي حزب‌اللهي و ارزشي را به رئيس‌جمهور منتقل كنيم.

اخيرا چند روزنامه نگار اصلاح طلب با من تماس گرفته و چون فكر مي‌كردند بنده از نزديكان آقاي مشايي هستم اعلام كردند كه به ايشان بگويم آنها از فتنه جدا شده و به دنبال ترويج ديدگاه‌هاي آقاي مشايي در نشريات خود هستند.

دبير‌كل تشكل هفتاد و دو تن ايران اسلامي با انتقاد از افرادي كه با سخنان مشايي تهاجمي برخورد مي‌كنند،گفت: آقاي مشايي توانست بسياري از افرادي كه جزء نيروي فتنه بودند را جذب كرده و به دامن انقلاب باز گرداند و از ظرفيت‌هاي بالايي برخوردار است.

دبير‌كل تشكل هفتاد و دو تن ايران اسلامي با بيان اينكه معتقد است:  ديدگاه گروه 72 تن ايران اسلامي دقيقا برگرفته از ديدگاه مقام معظم رهبري است. در جلسه‌اي كه ايشان با دانشجويان داشته و دانشجويي اعلام كرد كه دلمان از دست رئيس دفتر رئيس‌ ‌جمهور خون است ، آقا فرمودند دلتان خون نباشد!!! و بايد مسائل فرعي را از اصلي جدا كنيد. ما هم حرفمان همين است. تا زماني كه حضرت آقا رئيس دفتر رئيس‌جمهور را تكفير، نفي و يا رد نكرده است ما ايشان را قبول داريم چرا كه اصل بر برائت است! و ما نمي‌توانيم فردي را به خاطر ديدگاه، مورد هجمه قرار دهيم.

فتحي‌زاده در ادامه در خصوص تشكل 72 تن ايران اسلامي گفت: اين گروه از زمستان 87 و با دور هم‌جمع شدن دانشجويان و اساتيد دانشكده حقوق دانشگاه تهران و با حضور برخي علما تشكيل و تصميم گرفته شد يك تشكل دانشگاهي و نخبه حامي احمدي‌نژاد را به راه انداختيم و در اين راستا نيز براساس منويات مقام معظم رهبري حركت مي‌كنيم.

فتحي‌زاده در پاسخ به اين پرسش كه آيا به نظر شما مشايي براي انتخابات رياست جمهوري دوره بعد فعاليت مي‌كند،اظهارداشت: فكر نمي‌كنم رييس دفتر رييس جمهور چنين قصدي داشته باشد اما حق طبيعي ايشان است كه با توجه به پتانسيل‌هايي كه دارد،كانديدا شود. به نظرم اگر مشايي در انتخابات آينده كانديد شود به خاطر صداقتي كه دارد بيشتر از آقاي احمدي‌نژاد راي خواهد آورد.

.

.

.

(مشانيوز)نشر مطالب کذبی مبنی بر تغییر دبیر کل گروه ۷۲ و یا انشعاب در این تشکل دروغ وشایعه جدیدی است که در راستای تضعیف دولت مکتبی وجلوگیری از عملیاتی شدن منویات "حضرت امام خامنه ای" طراحی شده است!!!

لازم به تذکر است که انتساب این تشکل به هرفردی بجز مقام معظم رهبری غیر واقعی بوده و..."

......................

بعدالتحرير: چه مبلغی باید به سیل زدگان پاکستان کمک بشه ؟

طبق گفته نخست وزیر پاکستان سیل در این کشور 43 میلیارد دلار خسارت به پاکستان زده. این میزان خسارت حدود یک چهارم کل نقدینگی کشور ماست، که طبعا از عهده یک کشور بر نمیاد و طبیعتا، تبعاتش سالها با پاکستانی ها خواهد بود، علی الخصوص اینکه در آستانه فصل سرما هم هستیم ... .
 

ما در ایران حدود 17 میلیون خانوار داریم که بدلیل مشکلات مالی برخی از اونها اگه فقط 10 میلیون خانوار رو درنظر بگیریم و هر خانوار اگر حداقل 50 هزار تومان کمک هم کنه رقمی معادل نیم میلیارد دلار خواهد شد که البته رقم بزرگی خواهد بود ولی در مقابل 43 میلیارد دلار یعنی یه کم از یک درصد بیشتر !و اگر ده کشور اسلامی هم به مساله بپیوندند! نهایتا به ده درصد نخواهد رسید! اینا رو برای این گفتم که عمق فاجعه مشخص بشه. پس می طلبه که کمک ها پرحجم و مستمر باشه و مقطعی نباشه (مثلا ماهیانه) و در ابتدا هم باید به زیرساخت ها توجه بشه تا خودشون بتونند بخشی اش رو جبران کنند.(محراب انديشه)

بي ربط نوشت:عشق رازي است كه تنها به خدا بايد گفت

يه پيام بازرگاني از ميثم تولايي

"شب آفتابی روایتی است از هر آنچه که در این سیاره درد و رنج می گذرد ، از هبوط آدم تا ظهور منجی

میثاقی است دوباره با دل های آفتابی..."

خيلي وقت ها حرف دل آدم رو يه كس ديگه خيلي بهتر و گوياتر گفته...راستش من هر چي خواستم درباره "شب آفتابي" بنويسم؛نتونستم حق مطلبو ادا كنم...فكر ميكنم خوندن اين چند خط از ميثم تولايي براي درك عميق اين اثر ارزشمند كافيه:

"الآن دقیقا نیم ساعتی می شود که از برنامه شب آفتابی آمدم خانه و من می خواهم برای این پست یک پیام بازرگانی بدهم، شب آفتابی را ببینید.

برنامه ای که چند تا بچه حزب اللهی آن را هر شب اجرا می کنند تا بگویند ما چیزی کم نداریم، آقایانی که شب و روزتان شده چهل سالگی و هفت دقیقه تا پاییز، ما هم بلدیم کار کنیم.

بچه هایی که بعد از رحلت امام به دنیا آمده اید، آن هایی که بوی باروت و جنگ را در مشامتان احساس نکرده اید، تو رو به خدا شب آفتابی را از دست ندهید، از خانه سوخته فاطمه زهرا گرفته تا کربلا و ...

آن هایی که مثل من هوای دیدن آژانس شیشه ای کرده اید، شب آفتابی را حتما ببینید.

شبی که مطمئنم خواهی گفت چرا زودتر نیامدم.

شب آفتابی هنر انقلاب است نه سریال ها و فیلم هایی که حالا فقط حالت را به هم می زنند.

شب آفتابی، محلی برای خالی شدن، محلی برای گریه، اشک بریزید، خالی شوید، آخر سر هم به دنبال عواملش خواهید گشت تا دستشان را ببوسید!..."

...........................

بعدالتحرير1:به نظرم كاري كه شب آفتابي تو تئاتر ايران از جهت ساختارشكني (هم تو فرم و تو محتواي نمايشنامه) كرده به مراتب از انقلاب اخراجيها تو سينماي ما عميق تر و ارزشمندتره.براي اينكه به عظمت كار پي ببرين براي چند لحظه تصور كنيد تو تئاتر شهر چهارراه ولي عصر(عج) تئاتري با صداي مداحي محمود كريمي و سعيد حداديان اجرا بشه و در اون ولايت فقيه خيلي زيبا به عنوان جانشين امام عصر معرفي بشه!حتما براتون جالب خواهد بود پاي تئاتري بشينين كه بغل دستيهاتون مثل مجالس روضه ي هيئتها زار بزننو اشك بريزن... تو رو به خدا شب آفتابی را از دست ندهید.

روايت حدادعادل از شب آفتابي


بعدالتحرير2:فكر ميكنم اگه بعد از اونهمه فحشي كه افتخاري به خاطر احترام گذاشتن به انتخاب ما از سبزها خورده؛ ماها عين ماست بشينيم و دست رو دست بذاريم؛ در آينده اي نه چندان دور خيلي خيلي حسرت برامون ميمونه. شايد خريد آلبوم هاي اين خواننده ملي و اهداي اونها به دوستان و بستگان علاوه بر تجليل از ايشون راهي باشه براي نمايش قدرت 25ميليوني...تا يادم نرفته بگم كه ماه رمضان امسال بدون صداي شجريان خيلي بهم چسبيد

..................

بي ربط نوشت:غم اگر تركم كند؛تنهاي تنها مي شوم