بسم رب الشهدا و الصدیقین...

تو این روزگار که قریب به اتفاق مزار مطهر شهدای انقلاب اسلامی طی عملیات همسطح سازی! به شکل قبرستونهای کشته های جنگ جهانی دراومده، پیدا کردن مزارهایی با شکل قدیمی خیلی سخت شده. الحمدلله قبر سید مرتضی، دایی شهید من تو یکی از دورافتاده ترین روستاهای آمل تو منطقه لاریجان (نوا) واقع شده که برای رسیدن بهش باید حدود ده دوازده کیلومتری رو با جاده خاکی طی کنیم و بهمین خاطر هنوز شکل قدیمی خودش رو حفظ کرده.

بعد از ۲۲ سال عمری که ازمون گذشته، یکماه پیش برا اولین بار دست بردم قسمت نمای قبر که از بس خاک گرفته بود، عکسهای داخلش خیلی معلوم نبودن.سه تا عکس: یکی برا خود شهید،هنگامی که همسن و سال خودم بود.عکس سید یوسف، پدر شهید و پدربزرگم و یه تابلو فرش مانندی که منقش به تمثال حضرت روح الله(ره) بود.

نکته جالب عکس امام این بود که بالای سر ایشون آیه شریفه " فضل الله المجاهدين على القاعدين اجرا عظيما"نوشته شده بود که برای من خیلی خیلی جالب بود.همانطور که میدونین این آیه جزو آرم سازمان منافقین بود.

و اما سنگ قبر...  رو سنگ قبر این شهید مثل بیشتر شهدایی که به دست منافقین اول انقلاب به شهادت میرسیدن، این شعر زیبا حک شده:

   آهن آبدیده را زنگ عوض نمیکند                      چهره انقلاب را جنگ عوض نمی کند

  تمامی زمین اگر پر شود از منافقین                 پیرو مکتب علی(ع)رنگ عوض نمیکند

در زیر شعر هم تصریح شده: بدست "مجاهدین ضد خلق"...

وقتی همه این حرفا رو کنار هم بذاریم، خیلی راحت به این نتیجه میرسیم که یه سنگ قبر چقدر میتونه و میتونست! حرف برا گفتن داشته باشه.علاوه بر این، مزار شهدایی رو که وصیت نامه های شهدا روی اونها حک شده رو هم در نظر بگیرید که واقعا برای خودشون دنیایی بودن. مثلا رو سنگ قبر شهید کناری دائیم، این جمله ی زیبا از وصیت نامه شهید نوشته شده بود: "تنها شدن امام(ره) تنها شدن اسلام است..."

 شادی روح شهدای اسلام صلوات

.

.

.

بی ربط نوشت:

گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد

.................................

بعدالتحریر۱: «در یکی از جلسلات مدیران کل استان وزارت آموزش و پرورش با آقای رجایی ... بحث جلسه بر سر این بود که حالا که ما در بعضی از نقاط کشورنمی توانیم مدارس پسرانه و دخترانه را از هم تفکیک کنیم در این نقاط که مشکلات خاصی هست دختر ها و پسرها توی یک کلاس درس بخوانند. یکی از آقایان گفت: "خوب است چون این جور ی از بحث نتیجه گیری نمی کنیم، رأی گیری کنیم." آقای رجایی ... گفت: "چه می کنید؟" گفتم: "می خواهیم رأی بگیریم." پرسید: "که چه بشود؟" گفتم: "تا هرچه اکثریت نظر داشت همان کار را بکنیم." گفت: "آمدیم شما رأی گرفتید و اکثریت هم گفتند بله، من که این را اجرا نمی کنم."
دوران وزارت ایشان هم زمانی بود که بعضی هنوز کراوات داشتند. یکی از آنها پرسید: "اگر ما در اینجا نتوانیم بر اساس رأی اکثریت عمل کنیم پس تکلیف مسئله دموکراسی چه می شود؟" آقای رجایی گفت: "اگر تصمیمی که شما می گیرید با آن چیزی که اسلام گفته مغایرت داشته باشد و همه شما هم به این رأی موافق بدهید و نظرتان این باشدکه من بر اساس رأی اکثریت آن را انجام بدهم هرگز این  کار را نمی کنم. چون در این مورد اسلام نظرش این است که اختلاط نباشد، من اجرا نمی کنم و شما هم بهتر است به جای رأی گیری فکرهایتان را به کار بیندازید و راه حل پیدا کنید."
... پس از این اعلام نظر بعضی از مدیرکل ها به هم نگاهی کردند و گفتند این جوری که نمی شود کار کرد و استعفا دادند ورفتند.» (خاطرات گل آقا، صفحات 129 و 130).مشاهده کل مطلب اینجا

بعدالتحریر۲:دست مریزاد ویژه به مسئولین صداو سیما:چقدر آدمایی که تو سریالهای این شبها نمایش داده میشن شبیه آدمهای جامعه اند! یعنی تو این کشور هر کی دلش میگیره با پژو۲۰۶ میره جاده چالوس و تو تونل جیغ میزنه و بعد هم ویلای کنار دریا؟؟ پس خوش بحال ما!